|
امروز وقتي مشغول كارم بودم زني كه آثارغم در چشمانش هويدا بود با دختر خردسالش به من مراجعه كرد وتقاضايش اين بود:
اگر ممكن است فرزندم را هرروز ۲۰دقيقه زودتر به خانه بفرستيد وقتي علت را جويا شدم گفت پدرش مريض است ومن با بدبختي توانسته ام يك كفش را برايشان تهيه كنم مي خواهم كه كفش را به خواهرش هم برساند چون او شيفت مخالف مدرسه دارد زبانم از حركت ايستاد حرفي نزدم واينقدر اعصابم خرد شده كه حال نوشتن هيچ مطلبي را ندارم
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 23:56 توسط عظیم قاسمی
|
پروردگارا به من حكمت ارزاني فرما و تواني تا هيچ گاه بر مظلومي ستم نكنم وهيچ افتاده اي را پامال هوا وهوسهاي خود نگردانم.قدرتم بخش تا به هيچ ناتواني خنده مستانه نزنم و ياريم فرما تادربرابر هيچ سركش متكبري گردن خم نسازم . خدايا تنگ چشمي(( كه به نظر من)اوج حقارت انسان است و حسد راكه در كلام وحيت به من آموختي ازآن وحاسد آن به تو پناه ببرم از من به دور ساز تا ناچيز نيكيهايم را از من نگيرد. اي پروردگار مهربان نيرويم بخش تا بتوانم شادي هايم را با همنوعانم تقسيم كنم ودر غمهايشان شريك باشم . نيرويي به من ارزاني فرما تا تمام سعي خودرا در اين ناچيز عمر خود در خدمت و كمك به همنوعانم سپري سازم و روح مرا از تعلق به اين مرداب هاي عفن روزگار((پست ومقام وظواهر فريبنده دنيا))آزاد گردان تا يك لحظه فارغ بال لذت انسان بودن را درك كنم .وبه درجه گرانسنگ عبد بودن مفتخر گردان اي پروردگار گيتي به اين ناچيز آفريده خود رحمت آور وفقر وحسادت را در وجود من نابود كن (منظورم از فقرتمام كاستي هاي فضايل انساني است )) اي پروردگار مهربان ياريم ساز تا اشكي را از رخساره نوجواناني كه در اين چند صباح امانتدارشان هستم پاكسازم وبه زندگي اميدوارشان كنم .ياريم بخش تا بارقه اميد وشادي درنوجوانان باشم نه مجسمه ترس واضطراب ومنيت.به فضل وكرمت اي رب العالمين
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 10:47 توسط عظیم قاسمی
|
آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست. آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود. آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی. آموخته ام ... که داشتن کودکی که در آغوش شما به خواب رفته، زیباترین حسی است که در دنیا وجود دارد. آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است. آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت. آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم. آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی. آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است. آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند. آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد. آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند. آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم. آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد. آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان. آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد. آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم. آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم. آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد. آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم. آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد. آموخته ام ... که نمی توانم احساسم را انتخاب کنم، اما می توانم نحوه برخورد با آنرا انتخاب کنم. آموخته ام ... که همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید. آموخته ام ... که بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است: وقتی که از شما خواسته می شود، و زمانی که درس زندگی دادن فرا می رسد. آموخته ام ... که کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم. نویسنده: اندی رونی ؛ مردی که با کلمات اندک حرفهای بسیاری می زند
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 10:44 توسط عظیم قاسمی
با سلام امروز داشتم با خود فكر مي كردم ما كجا هستيم ودر این نا كجا آباددر چه كاريم . شرح حال عارف سالك الطافي عزيز( را كه يكي از دوستانم كه از محضر شريفش آمده و آنرا هديه آورده بود) ورق مي زدم فردي كه مكه ومدينه و كربلا را از شهر خود بيشتر مي شناسد چون روحش در آنجا سير مي كند. او كه از گردنه اسد آبادحرم آقاي غريبمان سيد الشهدا را زيارت مي كندود حرم حسيني سير وسلوك مي نمايد .او كه بظاهر بيسواد است اما دلش چشمه سار حكمت است واو كه مغازه لحاف دوزيش زيارتگه رندان جهان است وبس. و وقتي از او مي پرسند از كجا به اين مقام رسيدي مي فرمايد)) من هيچ مقامي ندارم ولي از جايي كه به ياد دارم از دوازده سالگي فحش وغيبت و تهمت از دهان من بيرون نيامده است و هميشه احترام پدر و مادر را نگه داشته ام ،در معامله با مردم دروغ نگفته ام ونمازهايم را سر وقت خوانده ام و تا به حال يك نماز ازمن قضا نشده است.)) به فكر رفتم وبه حال زار خود متاثر شدم ديدم افسوس كه عطار هفت شهر عشق گشت وما اندر خم يك كوچه ايم . به حقيقت ما كجاييم ؟مايي كه براي رسيدن يك پست بي ارزش كه مولايمان علي (ع)حتي خلافت آنرا به آب بيني بز تشبيه نموده هزاران تهمت و افترا ودروغ ......واگر خوب بينديشيم از خودمان وحشت مي كنيم نمي دانم فردا كه زود خواهد آمد وبراي من كه پله هاي رسيدن به مرگ را مي پيمايم در حال فرا رسيدن است چگونه با پروردگار روبرو شوم وچون پرده ها بالا رفت ونداي تبلي السرائر در رسيدچه سازم در حقيقت ما كجا هستيم ؟ مكن كاري كه برپا سنگت آيو جهان با اين فراخي تنگت آيو چو فردا نامه خوانان نامه خوانند تورا از نامه خواندن ننگت آيو
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 22:34 توسط عظیم قاسمی
|
|
درباره وبلاگ
![]() عظیم قاسمی منوی اصلی
پیوندها
وبلاگ دکتر احمدی نژاد آموزش وپرورش کوار یا مهدی توسط یه منتظرواقعی صدای فاصله ها بنیامین وبلاگ دیگرم انتظار استخاره با قرآن صداي سخن عشق اینجا نجف است وبلاگ رسمی کوار رفع الله ورايت العباس لینکهای مورد نیاز (دولتی) نامه به دكتر احمدي نژاد انصار الرضا آيت الله بيات ساقي ميكده اهل بيت صادقانه ها حاج فرهاد حيدري بي ريا از حيدري عزيز با فخرالدين جمالي وبلاگ آقا فرهاد پیوندهای روزانه
آرشیو
شهریور 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 تیر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 آخرین نوشته ها
آمار سایت
|
